تبلیغات
فروغ فرخزاد - مطالب کتاب خاطرات سفر به ایتالیا
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
دانلود کتاب صوتی خاطرات سفر به ایتالیا

آنچه مرا به رفتن از اینجا و زندگی در یک کشور دور و بیگانه تشویق و ترغیب می‌کرد، میل به دیدن چیزهای تازه و لمس کردن زندگی‌ها، شادی‌ها و لذات رنگین‌تری نبود.

آن‌روزها من در غاری زندگی می‌کردم که در ظلمت آن، راه فرار به‌ طرف روشنایی را گم کرده بودم. در روح من هیچ چیز جز تاریکی و سرگردانی مطلق حکومت نمی‌کرد و وقتی دست‌هایم را دراز می‌کردم، هیچ‌چیز که دست‌هایم را پر کند و عطش جستجو را در روحم فرو نشاند، در اطرافم وجود نداشت.

فشار زندگی، فشار محیط، و فشار زنجیرهایی که به‌دست و پایم بسته بود و من با همۀ نیرویم برای ایستادگی در مقابل آنها تلاش می‌کردم، خسته و پریشانم کرده بود.

ادامه مطلب