تبلیغات
فروغ فرخزاد - مشاهیر :: حسین پناهی
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
مشاهیر :: حسین پناهی

زندگی نامه

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است (بنا بر نظر فقها در چنین شرایطی روغن جامد نجس نمی‌شود و این ادعا که ایشان روغن را نجس می‌دانست نیاز به منبع و رفع ابهام دارد.)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

 

دوران حرفه‌ای بازیگری

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی بااستفاده از نمایش نامه ‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره‌ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است.

 

مرگ

وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و به وصیت خود ایشان در قبرستانی که مادرش در آنجا دفن شده در شهر سوق‌ به خاک سپرده شد.

 

کتاب

من و نازی

ستاره ها

چیزی شبیه زندگی

بی بی یون

سلام خدا حافظ

سالهاست که مرده ام

افلاطون کنار بخاری

نامه هایی به انا

من و نازی

دو مرغابی در مه

کابوسهای روسی

به وقت گرینویچ

نمیدانم ها

علاوه بر اینها سه اثر با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده‌است: «سلام خداحافظ» و «ستارها». و راه با رفیق

 

کارنامه هنری "سینما"

گذرگاه (۱۳۶۵)

گال (۱۳۶۵)

تیرباران (۱۳۶۶)

هی جو (۱۳۶۷)

نار و نی (۱۳۶۷)

در مسیر تندباد (۱۳۶۷)

ارثیه (۱۳۶۷)

راز کوکب (۱۳۶۸)

مهاجران (۱۳۶۹)

چاووش (۱۳۶۹)

سایه خیال (۱۳۶۹)

اوینار (۱۳۷۰)

هنرپیشه (۱۳۷۱)

مرد ناتمام (۱۳۷۱)

روز واقعه (۱۳۷۳)

آرزوی بزرگ (۱۳۷۳)

قصه‌های کیش (اپیزود اول، کشتی یونانی) (۱۳۷۷)

بلوغ (۱۳۷۷)

مریم مقدس (۱۳۷۹)

بابا عزیز (۱۳۸۲)

 

مجموعه تلویزیونی

گرگها

آواز مه

محله بهداشت

بی بی یون

روزی روزگاری

مثل یک لبخند

ایوان مدائن

خوابگردها

هشت ‌بهشت

قهرمان کیه

امام علی

همسایه‌ها

آژانس دوستی

دزدان مادر بزرگ

آئینه خیال

کوچک جنگلی

آشپزباشی

روزگار قریب

آقا فرمان

یحیی و گلابتون

شلیک نهایی

 

تله تئاتر

دو مرغابی در مه

چیزی شبیه زندگی

 

جوایز

۱۳۶۷، نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)

۱۳۶۹، برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)

۱۳۷۱، نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)


ادامه مطلب
نظرات :
سپیده در تاریخ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 08:41 ب.ظ گفته :

درود امید گرامی
من هفته آینده قصد دارم به مزار فروغ بروم....
آیا هنوز همان روزهای 5 شنبه امکانش هست؟ساعت خاصی را در نظر گرفته اند؟
فروغ
امید : متاسفانه لیاقت حضور در کنار بانو رو تا به حال نداشتم ... هیچ اطلاعی در این مورد ندارم.
علیرضا در تاریخ یکشنبه 3 فروردین 1393 01:10 ق.ظ گفته :

سلام...عیدت شماهم مبارک.. 93 خوبی داشته باشی
فروغ
امید :
در تاریخ شنبه 2 فروردین 1393 11:34 ب.ظ گفته :

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری, آغاز روزایی باشد که آرزو داری….
فروغ
امید :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر