تبلیغات
فروغ فرخزاد - در زیر آن سنگ سپید - پوران فرخ زاد
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
در زیر آن سنگ سپید - پوران فرخ زاد

در زیر آن سنگ سپید (پوران فرخزاد)


من از انتهای روز در گورستان

و قار قار کلاغان

و غایت تنهایی

می آیم

زیر کاج های پیر

ترا به نام صدا کردم

و صدایی که از نا معلوم می آمد

به من گفت :

- او به خاموشی پیوسته

راستی

زیر آن سنگ سپید بر تو چه گذشت ؟

ای تمامی معصومیت

و نهایت حسرت ها

آیا چشمان جستجو گر تو

عمق ظلمت را شکافت

و آن پنجره را

به سوی روشنایی گشود ؟

ایا در دست های نیازمند تو

دانه های حقیقت جوانه زد

و گیسوانت را به سبزی پیوند داد

آیا قلب مهربانت که

برای باغچه می سوخت،

به تمامی مهربانی ها پیوست ؟

به من جواب بده

ای مهربان من !

در زیر آن سنگ سپید بر تو چه گذشت ؟          (بهمن 1346)

ادامه مطلب
نظرات :
عصیان در تاریخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 02:40 ب.ظ گفته :

این اشعار خیلی ساده وصمیمی سروده شده

درود بر این احساس پاک
فروغ
امید : درسته. مرسی از شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر