تبلیغات
فروغ فرخزاد - مشاهیر :: ژاله قائم مقامی
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
مشاهیر :: ژاله قائم مقامی

کاش بالای فکر سرکش من

با تقاضای عصر هم بر بود

یا که مغزی چنان که هست مرا

در سر مرد نفس پرور  بود

یا در این سر به جای مغز فهیم

مغز خر بود ، مغز استر بود

ور میسر نمی شدی باری

آرزوی دلم میسر بود


در اسفند ماه سال 1262 شمسی ،در فراهان اراک ،کودکی زاده شد که بعد ها با تخلص ژاله به سرودن پرداخت و علیرغم محدودیت های زنان وتعصبات زمانش ،توانست علوم مختلف را از محضر بزرگان واستادان فن بیاموزد.و با به جا گذاشتن دیوان ارزشمند 917 بیتی خود،شاعری پرمایه و توانا را به جهان شعر وادب معرفی نماید.

دیوان ژاله که در بردارنده قصاید و قطعات محکم و استوار و در عین حال دلنشین و شیرین است او را در ردیف های اول شعر زنان می نشاند.چنان که نوآوری ها و ابداعات شعری ژاله که از ذهنی خلاق ،ذوقی پرورش یافته و شاعری ادیب وداننده برخاسته ، او را از بسیاری از شاعران برجسته نیز متمایز می نماید.

اما به دلیل تنگ نظری ها وسخت گیری های زمانش او در زمان حیات از شهره شدن به شاعری ممانعت نمود و علیرغم پایگاه بلند فکری وشعری نتوانست به مقام در خور وشایسته خود در ادبیات ما دست یابد.وشاعری که در هنر شاعری ،از رابعه قزداری ،از پروین اعتصامی و بسیاری دیگر از شعرا ،چیزی کم ندارد محکوم به گمنامی شد.شناخت این شاعر ارزشمند،سودمند و بجاست.

 

چیست آزادی

بسته در زنجیر آزادی ست سرتا پای من

بَرده ام ای دوست وآزادی بود مولای من

گرچه آزادیست عکس بردگی در چشم خلق

مجمع آن هر دو ضد اینک دل شیدای من

چیست آزادی؛ ندیدم لیک می دانم که اوست

مرهمی راحت رسان بر زخم تن فرسای من

من نه مردم لیک چون مردان به بازار وجود

های و هویی می کند افسانه ی سودای من

پر کند ای مرد آخر گوش سنگین تو را

منطق گویای من ، شعر بلند آوای من

من نه مردم لیک در اثبات این شایستگی

شور و غوغا میکند افکار مردآسای من

ای برادر گر به صورت زن همال مرد نیست

نقش مردی را به معنی بنگر از سیمای من

عرصه ی دید من از میدان دید توست پیش

هم فزون زادراک تو احساس ناپیدای من

باش تا بینی که زن را با همه فرسودگی

صورتی بخشد نو آیین طبع معنی زای من

از تو گر برتر نباشد جنس زن مانند توست

گو ، خلاف رأی تو مغرور باشد رأی من

در ره احقاق حق خویش و حق نوع خویش

رسم و آیین مدارا نیست در دنیای من

پنجه اندر پنجه ی مردان شیرافکن زنم

از گری چون سر برآرد همت والای من

باکی از توفان ندارم ساحل از من دور نیست

تا نگویی گور توست این سهمگین دریای من

من به فکر خویشم و در فکر هم جنسان خویش

گر نباشد ؛ گو نباشد مرد را پروای من

گر به ظاهر ناتوانم لیک با زورآوران

کوهی از فولاد گردد خود تن تنهای من

زیردستم گو مبین ای مرد کاندر وقت خویش

از فلک برتر شود این بینوا بالای من

 

یگانه مدافع حقوق زنان در شعر

ژاله قائم مقامی(1325-1262) به دلیل برخورداری از استعداد وهوشی سرشار ودیدن آموزش های لازم از همان ابتدای کودکی و سپس به دلیل تجربه های تلخی که خود در زندگیش به آن به ناچارتن داد توانست با نگاهی ژرف و متمایز از دیگران به مسئله ی زنان بپردازد و آنها را در شعر خود مطرح نماید.

این همه با آن جسارت وصراحت بیان او،باعث گردید که او موضوعی را در شعر وارد کند که اگر چه بسیار لازم،اما تا آن زمان کسی آنگونه همه جانبه،دقیق وصریح به آن نپرداخته بود.

او ازابتدا زن را مورد بررسی قرار می دهد وموقعیت زن را در هر یک از دوره های زندگیش،به نقد می نشیند و در حقیقت زبان گشوده ی هزاران زن زبان بسته درطول قرون متمادی می شود.

اواگرچه خودرایک تنه در مصاف با نابرابری های دیرینه می بیند،اما آن چنان ذهنش از اندوخته های علمی و منطقی انباشته شده که برای مخاطبان مختلف ،مطابق با درک ودریافتشان استدلالات عقلی و نقلی می آورد،یا از آیات قرآن بهره میجوید.

و در این راستا به طرح اندیشه ها وراه حل هایی می پردازدکه باتوجه به شرایط زمان تاریک ژاله،بسیار قابل توجه است.در واقع او نشان می دهد که ازسطح فکری مردم زمانش پیشی گرفته و به حق می توان او را یگانه مدافع حقوق زنان در ادبیات فارسی با این کمیت ،کیفیت و صراحت دانست.


روحش شاد و یادش گرامی باد ...

منبع : وبلاگ ویژه ژاله قائم مقامی "Zhaleh-Ghaemmaghami.persianblog.ir"

ادامه مطلب
نظرات :
شعر عاشقانه در تاریخ چهارشنبه 11 دی 1392 10:31 ق.ظ گفته :

بسیار زیبا و لطیف ...

سپاس
فروغ
امید :
رویا در تاریخ شنبه 7 دی 1392 03:25 ب.ظ گفته :

ازوقتی که رفت هنوز یادش را در دل دارم و دوستدارانش را دوست میدارم
فروغ
امید :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر