وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
آرامگاه بانو - تصاویری از ظهیرالدوله

کوچک است مرگ در برابر زنی که این گونه یکپارچه طغیان است و سراپا عصیان و فریاد زندگی!

زنی اینسان که اوست و خفته است این جا آرام و در قرار.



در ساعت 3 بعد از ظهر دوشنبه 24 بهمن 1345 ، فروغ با سرعت به استودیو میرفت.(فروغ بچه ها و پرنده ها را بسیار دوست داشت.میگفت : انها پاکترند.اخر هم جان خودش را در دوستی با بچه ها گذاشت).او که دوست قدیمیه بچه ها بود وقتی دید ماشین دبستان شهریار قلهک به جلو او پیچید برای جلوگیری از تصادف به راست راند و از جاده ی اصلی منحرف شد.تنها لبخند یک کودک که از بند مرگ رسته بود برای او کافی بود.او از پشت ماشین خود بچه ها را می دید که با وحشت به ماشین او که داشت به آن ها می خورد نگاه میکردند.ماشین از جاده منحرف شد ولی باز نتوانست از تصادف با ماشین بچه ها جلوگیری کند و به بدنه ی آن خورد ولی شدت تصادف زیاد نبود،با این حال سر فروغ در اثر ترمز شدیدی که کرده بود به شیشه ی جلوی جیپ استیشن خورد و بینی او را از وسط پاره کرد شدت ضربه به حدی بود که در اتومبیل به شدت باز شد و فروغ با پیشخدمت استودیو گلستان که در عقب ماشین نشسته بود از ماشین بیرون افتاد.در همین موقع سر فروغ به در ماشین گرفت و گوش چپ او سخت اسیب دید طوری که میخواست جدا شود.انگاه فروغ با سر به جدول خیابان خورد و سرش شکست.او را به بیمارستان بردند اما افسوس که دیگر کار از کار گذشته بود.)

و در ظهر چهار شنبه 26 بهمن 1345 ، خاک پذیرنده - که اشارتی به آرامش داشت - با آن دهان سرد مکنده که در هیئت گور در آمده بود او را در خود فرو برد.


       
       
        
        
  
  
ادامه مطلب
نظرات :
narges در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1395 11:02 ب.ظ گفته :

مرسی بابت عکساتون...عالی بودن
فروغ
سپهر در تاریخ جمعه 7 اسفند 1394 12:08 ب.ظ گفته :

ستاره های عزیز
ستاره های مقوایی عزیز
وقتی دروغ در آسمان وزیدن میگیرد
دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟
فروغ
کمیل در تاریخ سه شنبه 20 مرداد 1394 09:31 ب.ظ گفته :

ارزومه برم
ببینم قسمم میشه یا نه
فروغ
سپهر در تاریخ پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 04:03 ب.ظ گفته :

درود

یکی از آرزوهای من اینه که یک روزی بتونم برم سر خاک بانو فروغ. میشه آدرس آرامگاه ظهیر الدوله رو بدید بعد اینکه شنیدم در آرامگاه بسته است و نمیشه رفت داخل و کلا غیر ممکن زیارت خاک بانو فروغ.
فروغ
امید : سلام. به این سایت برید شاید اطلاعات مورد نظرتون رو بدست بیارید : zahirdowleh.com
طبق ویکی پدیا :
اطلاعات بازدید : خواهران، پنج شنبه‌ها ساعت ۱۰ تا ۱۲ صبح و برادران، پنجشنبه‌ها ساعت ۱۳ تا 16
رضا در تاریخ دوشنبه 25 اسفند 1393 05:45 ب.ظ گفته :

سلام.ایا از مراسم تدفین بانو فیلمی هست در ان زمان ویا دکلمهایی با صدای خود بانو موجود هست لطفا ارسال کنید با سپاس فراوان
فروغ
امید : سلام.فیلم مراسم تدفین بانو رو از این لینک دریافت کنید :
http://forugh.org/post/406
دکلمه های بانو رو هم میتیونید از این لینک دانلود کنید :
http://reticence.ir/post/381
AmirV در تاریخ پنجشنبه 30 بهمن 1393 04:05 ب.ظ گفته :

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود...
فروغ
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات