تبلیغات
فروغ فرخزاد - Forugh Farrokhzad - I Sinned
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
Forugh Farrokhzad - I Sinned

I Sinned

Persian : Gonah

 

I sinned, a sin full of pleasure,

In an embrace which was warm and fiery;

I sinned surrounded by arms

Which were hot and avenging and iron.


In that dark and silent seclusion,

I looked into his secret-full eyes;

My heart impatiently shook in my breast

In response to the requests of his needful eyes.

 

In that dark and silent seclusion,

I sat disheveled at his side;

His lips poured passion on my lips,

And I escaped from the sorrow of my crazed heart.

 

I whispered in his ear the tale of love:

I want you, O life of mine,

I want you, O love-giving embrace,

You, O crazed lover of mine.

 

Passion shone like a flame in his eyes.

The red wine danced in the cup.

My body in the soft bed

Drunkenly shook on his chest.

 

I sinned, a sin full of pleasure,

Next to a shaking, stupefied form;

O God, who knows what I did

In that dark and quiet seclusion.

ادامه مطلب
نظرات :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر