تبلیغات
فروغ فرخزاد - فروغ از نگاه م.آزاد
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
فروغ از نگاه م.آزاد

م.آزاد - ... لحظه‌هایی از سرگذشت و سرنوشت فروغ عجیب تشابهی دارد با سرگذشت "آن سکستون" شاعره‌ی آمریکایی که بیش از سی سال نزیست...

... روزی تکه‌ای از نامه‌ی شاعری آمریکایی را (که شعرهایی از فروغ ترجمه کرده و موارد این تشابه را ذکر کرده بود) برای او خواندم. به تمسخر چشمکی زد و گفت: "این آمریکایی‌یه هم عجب آدم بامزه‌ای‌یه!"

... از مقایسه همیشه خنده‌اش می‌گرفت.

... یک روز فروغ را دعوت کرده بودند که در کانون دانشجویان "خطابه"ای ایراد کند. یکی دو هفته بعد از انتشار "تولدی دیگر"... "خطابه ایراد کردن" برایش سخت مضحک بود. گفت: "من همین وسط می‌نشینم و شما بپرسید. شاید بشود حرف‌هایی زد!" و حرف‌هایی هم زد.

هروقت دانشجویان می‌خواستند احترامات فائقه بازی دربیاورند و حرف‌های‌شان خیلی خیلی جدی می‌شد، با ظرافت، سنگینی حرف‌ها و مجلس را می‌گرفت...

 


... قیافه‌ی متعجب گرفتن از نشانه‌های زیرکی‌اش بود. تعجبش نه تلخ بود و نه خشن. می‌خندید. چند تا متلک می‌پراند و باز می‌خندید.

دنیای فرخ‌زاد متنوع‌تر و متفکرانه‌تر از "سکستون" است، هرچند زندگی این دو شاعره قرابت‌هایی با هم دارد اما فرخ‌زاد تنها "من"، من مجرد عاطفی نیست.

ذهن فروغ ذهنی اجتماعی بود، ذهنی که در جست‌و‌جوی دنیای مشترک است و گاه از فرط گرایش به مسائل عینی، به ژورنالیسم نزدیک می‌شود. "ای مرز پرگهر" تکه‌هایی دارد که مطلقاً خود موضوع خنده‌دار است و بیان موضوع صراحت نثر دارد. در همین شعر کوشش‌هایی هست برای تلفیق جنبه‌های عینی و بیرونی مسائل با ارزش‌های مجرد کلام (مثل بیان حدود شهر به خیابان تیر و میدان اعدام).

امروز همه ارزش شعر فرخ‌زاد را شناخته‌اند و هیچ‌کس در مقام او شک نمی‌کند...

دریغ این است که فرخ‌زاد در سن کمال خاموش شد.
ادامه مطلب
نظرات :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر