تبلیغات
فروغ فرخزاد - نامه های فروغ فرخزاد - زندگی مشترک
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
نامه های فروغ فرخزاد - زندگی مشترک

نامه ی شماره 9

شنبه 26 تیر

پرویز محبوبم امیدوارم حالت خوب باشد اینن امه را اولین روز ورودم به تهران برای تو می نویسم سعی می کنم جریان مسافرت را هم برای تو بنویسم هر چند که وقتی که از اهواز حرکت کردیم کوپه ی ما خالی بود ولی در بین راه عده ی زیادی عرب سوار شدند و ریختند توی کوپه ی ما و بلافاصله کثافت کاری شروع شد آن قدر سر و صدا می کردند که نزدیک بود دیوانه بشوم بالاخره شب یک آقایی آمد و گفت که تو در ایستگاه سفارش مرا به او کرده ای و گفت که فقط می توانم شما را برای خوابیدن به درجه یک ببرم فقط باید تفاوت قیمت بلیت را بدهید و من خیلی عصبانی شدم چون به این عمل نمی شد اسم توجه و کمک داد در هر صورت 10 تومان دادم و شب با کامی رفتیم درجه یک خوابیدیم چون به هیچ وجه نمی شد توی آن کوپه و میان عرب ها حتی یک نقطه ی کوچک خالی برای نشستن پیدا کرد شب هم آن قدر گرم بود که به هیچ وجه نخوابیدم ولی در عوض روز به ما خیلی خوش گذشت چون آقایی که در قطار بود و بعدا معلوم شد که برادر آقای جلیلی مدیر کل امور مالی راه آهن است و پدر تو را می شناسخت وقتی فهمید ما با او نسبت نزدیک داریم به ما خیلی کمک کرد و گفت که اگر زودتر فهمیده بودم شب را هم خودم برایتان جای بهتری تهیه می کردم خلاصه رفت و در یکی از کوپه های خالی قطار بهتری تهیه می کردم خلاصه رفت و در یکی از کوپه های خالی قطار را دستور داد تا باز کردند و یک کوپه ی خالی در اختیار ما گذاشت و بعد هم مرتب از لحاظ آب خوردن که در قطار مثل کیمیا شده بود به ما کمک کرد ومرتب به کامی اب می داد و لی از فرامرز نگو او اصلا کاری به کار ما نداشت هر چند که من اصولا احتیاجی به کمک او نداشتم و خودم تنهایی می توانستم کارهایم را انجام بدهم ولی او اصلا مثل این که پسرخانه ی تو نیست و ما را نمی شناسد حتی وقتی به تهران رسیدیم با وجود اینکه خسرو هم آمده بود ایستگاه هیچ کس به ما همراهی نکرد و من خودم یک تکسی گرفتم و رفتم منزل البته اینها مطالبی است که فقط به عنوان گزارش مسافرت برای تو می نویسم نه گله و امیدوارم تو هم در این مورد این طور فکر کنی اول رفتم پیش مامان چمدان هایم را گذاشتم و دست و صورت و تنم را شستم و لباس هایم را که به کلی سیاه شده بود عوض کردم و بعد رفتن پیش مادرت کامی همه را می شناخت و باز شروع کرده بود به شلوغ کردن مدتی بودیم دخی همان روز صبح رفته بود واریان و من او را ندیدم بعد آمدیم منزل و چون خسته بودم خوابیدیم وامروز هم پوران می اید اینجا من به علاوه باید حمام بروم و تصمیم دارم عصر چمدان هایم را بردارم و بروم پیش مادرت و امیدوارم از من راضی باشی در هر حال از اهواز تا تهران نزدیک 30 تومان خرج کردم بدون اینکه یک خرج اضافی شده باشد مخارج حمل اثاثیه و حمال و تکسی و تفاوت بلیت و امثال اینها و غذا . برای دیدن کتابم اقدامی نکرده ام و گمان نمی کنم کاری کنم که تو ناراضی بشوی . این جریان مسافرتم اما حالا برویم سر اصل مطلب خودمان .
امیدوارم که تو در غیاب ما زیاد ناراحت نشوی همیشه وقتی از تو دور می شوم این را درک می کنم که زندگی دور از تو برای تو امکان ندارد و من و تو هر قدر هم با هم دعوا کنیم هیچ وقت قلب هایمان از هم جدا نمی شوند پرویزم نمی دانم زندگی ما چرا این طور شد من همیشه فکر می کنم که اگر این طور نبود ایا ما خوشبحت تر نبودیم ولی در عین حال این را قبول می کنم که محال است درزندگی این موارد پیش نیاید در هر حال تو باید این را تا به حال درک کرده باشی که من دوستت دارم و هیچ کدام از این حوادث و ناملایمات نتوانسته است محبت و عشق مرا نسبت به تو تقلیل دهد پرویز جانم خواهش من از تو این است که در باره ی من به هیچ وجه ناراحت نشوی من حرف های تو را قبول می کنم و تو خودت وقتی بیایی متوجه این نکته خواهی شد ولی در عین حال چیزهایی دردلم هست که همیشه رنجم می دهد . تمام دردها و ناراحتی های من از آنجا ناشی می شود و نمی دانم کی راحت می شوم و کی زندگی مرا رها می کند پرویز تو مرا نمی شناسی یعنی عمق روح و فکر مرا نتوانسته ای بخوانی گاهی اوقات از قضاوت هایی که راجع به من می کنی و با کمال اطمینان و ایمان هم می کنی آن قدر تعجب می کنم و آن قدر ناراحت می شوم که حد ندارد شاید من یک زن بد و بدبختی باشم ولی تا آنجا که خودم می دانم به تو نمی خواهم بدی کنم چون تو را دوست دارم فقط گاهی اوقات دیوانه می شوم و حرکاتی از من بروز می کند که خودم هم بعدها پشیمان می شوم پرویز مرا ببخش اگر بدخط می نویسم البته این نامه ی مرا به حساب نگیر شاید عصر برای تو نامه ی مفصل و خوب بنویسم اینجا آن قدر بچه ها سر و صدا می کنند که انسان اصلا هیچ چیز نمی فهمد منتظر نامه ی تو هستم امیدوارم گرما زیاد تو را ناراحت نکند . از لحاظ غذا سعی کن برنامه ی مرتبی تهیه کنی آرزوی من این است که زودتر بایی تا من در کارهایم آزادی بیشتری داشته باشم و بتوانم به اتکاء تو پیش بروم . پرویز تو را دوست دارم حرفم را باور کن .
تو را می بوسم
فروغ
ادامه مطلب
نظرات :
plenty of fish dating site در تاریخ یکشنبه 26 آبان 1398 10:01 ب.ظ گفته :

Hi, every time i used to check web site posts here early in the morning,
since i love to gain knowledge of more and more.
فروغ
coconut oil health benefits در تاریخ جمعه 3 آبان 1398 03:21 ب.ظ گفته :

An outstanding share! I have just forwarded this onto a colleague who had been conducting a little research on this.
And he actually ordered me lunch simply because I discovered it for him...
lol. So let me reword this.... Thanks for the meal!!

But yeah, thanx for spending some time to talk about this subject here on your website.
فروغ
coconut oil health benefits در تاریخ جمعه 3 آبان 1398 01:22 ب.ظ گفته :

Fastidious replies in return of this issue with genuine arguments and explaining everything about that.
فروغ
quest bars cheap در تاریخ چهارشنبه 17 مهر 1398 10:06 ق.ظ گفته :

This design is wicked! You definitely know how to keep
a reader entertained. Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog (well, almost...HaHa!)
Wonderful job. I really enjoyed what you had to say,
and more than that, how you presented it. Too cool!
فروغ
minecraft games در تاریخ پنجشنبه 14 شهریور 1398 07:23 ق.ظ گفته :

This site certainly has all the information and facts I needed about this subject and didn't know who
to ask.
فروغ
descargar facebook در تاریخ سه شنبه 29 مرداد 1398 03:25 ق.ظ گفته :

I really like what you guys are up too. Such clever
work and exposure! Keep up the excellent works guys I've included you guys to my
personal blogroll.
فروغ
plenty of fish dating site در تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1398 04:25 ب.ظ گفته :

Your method of explaining the whole thing in this post is really fastidious, every one
be able to without difficulty understand it, Thanks a
lot.
فروغ
pof https://natalielise.tumblr.com در تاریخ جمعه 11 مرداد 1398 04:02 ق.ظ گفته :

Tremendous things here. I am very satisfied to see your
post. Thank you so much and I'm having a look ahead to touch you.
Will you kindly drop me a mail? plenty of fish natalielise
فروغ
dating site در تاریخ سه شنبه 8 مرداد 1398 01:25 ب.ظ گفته :

I used to be recommended this web site by means of my cousin.
I'm not positive whether or not this put up is written through him as nobody else understand such distinct approximately my difficulty.
You're incredible! Thanks!
فروغ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر