تبلیغات
فروغ فرخزاد - تولدی دیگر | 23 :: آیه های زمینی
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
تولدی دیگر | 23 :: آیه های زمینی

آیه های زمینی

آنگاه

خورشید سرد شد

و برکت از زمین ها رفت

و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند

و ماهیان به دریا ها خشکیدند

و خاک مردگانش را

زان پس به خود نپذیرفت

شب در تمام پنجره های پریده رنگ

مانند یک تصور مشکوک

پیوسته در تراکم و طغیان بود

و راهها ادامه ی خود را

در تیرگی رها کردند

دیگر کسی به عشق نیندیشید

دیگر کسی به فتح نیندیشید

و هیچ کس

دیگر به هیچ چیز نیندیشید

در غارهای تنهایی

بیهودگی به دنیا آمد

خون بوی بنگ و افیون می داد

زنهای باردار

نوزادهای بی سر زاییدند

و گاهواره ها از شرم

به گورها پناه آوردند

چه روزگار تلخ و سیاهی

نان نیروی شگفت رسالت را

مغلوب کرده بود

پبغمبران گرسنه و مفلوک

از وعده گاههای الهی گریختند

و بره های گمشده  عیسی

دیگر صدای هی هی چوپانی را

در بهت دشتها نشنیدند

در دیدگان آینه ها گویی

حرکات و رنگها و تصاویر

وارونه منعکس می گشت

و بر فراز سر دلقکان پست

و چهره وقیح فواحش

یک هاله مقدس نورانی

مانند چتر مشتعلی می سوخت

مرداب های الکل

با آن بخار های گس مسموم

انبوه بی تحرک روشن فکران را

به ژرفنای خویش کشیدند

و موشهای موذی

اوراق زرنگار کتب را

در گنجه های کهنه جویدند

خورشید مرده بود

خورشید مرده بود و فردا

در ذهن کودکان

مفهوم گنگ گمشده ای داشت

آنها غرابت این لفظ کهنه را

در مشق های خود

با لکه درشت سیاهی

تصویر می نمودند

مردم

گروه ساقط مردم

دلمرده و تکیده و مبهوت

در زیر بار شوم جسد هاشان

از غربتی به غربت دیگر می رفتند

و میل دردناک جنایت

در دستهایشان متورم میشد

گاهی جرقه ای جرقه ناچیزی

این اجتماع ساکت بی جان را

یکباره از درون متلاشی می کرد

آنها به هم هجوم می آوردند

مردان گلوی یکدیگر را

با کارد میدریدند

و در میان بستری از خون

با دختران نابالغ

همخوابه میشدند

آنها غریق وحشت خود بودند

و  حس ترسناک گنهکاری

ارواح کور و کودنشان را

مفلوج کرده بود

پیوسته در مراسم اعدام

وقتی طناب دار

چشمان پر تشنج محکومی را

از کاسه با فشار به بیرون می ریخت

آنها به خود فرو می رفتند

و از تصور شهوتناکی

اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید

اما همیشه در حواشی میدانها

این جانیان کوچک را می دیدی

که ایستاده اند

و خیره گشته اند

به ریزش مداوم فواره های آب

شاید هنوز هم

در پشت چشمهای له شده، در عمق انجماد

یک چیز نیم زنده مغشوش

بر جای مانده بود

که در تلاش بی رمقش می خواست

ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها

شاید، ولی چه خالی بی پایانی

خورشید مرده بود

و هیچ کس نمی دانست

که نام آن کبوتر غمگین

کز قلب ها گریخته ایمانست

آه ، ای صدای زندانی

ایا شکوه یأس تو هرگز

از هیچ سوی این شب منفور

نقبی به سوی نور نخواهد زد ؟

آه ای صدای زندانی

ای آخرین صدای صدا ها ...

ادامه مطلب
نظرات :
http://tinyurl.com/yxjztmyx در تاریخ دوشنبه 10 تیر 1398 07:40 ب.ظ گفته :

Good info. Lucky me I ran across your site by accident (stumbleupon).
I have saved as a favorite for later!
فروغ
g در تاریخ شنبه 21 اردیبهشت 1398 10:18 ب.ظ گفته :

Your style is very unique in comparison to other folks I've
read stuff from. Many thanks for posting when you have the opportunity, Guess I'll just book mark this site.
فروغ
minecraft download for free در تاریخ پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 06:19 ق.ظ گفته :

For most up-to-date information you have to pay a quick visit world
wide web and on internet I found this site as a most excellent web page for most up-to-date updates.
فروغ
how to download minecraft free در تاریخ سه شنبه 17 اردیبهشت 1398 12:55 ق.ظ گفته :

Hello there, You have done a fantastic job. I'll certainly digg it and personally recommend to
my friends. I am sure they'll be benefited from this web site.
فروغ
minecraft در تاریخ چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:30 ب.ظ گفته :

If you would like to improve your experience only keep visiting this web page and be updated with the
most recent gossip posted here.
فروغ
minecraft در تاریخ چهارشنبه 21 فروردین 1398 03:28 ب.ظ گفته :

I am truly thankful to the holder of this
site who has shared this fantastic article at at this time.
فروغ
minecraft در تاریخ سه شنبه 20 فروردین 1398 03:40 ق.ظ گفته :

Asking questions are genuinely good thing if you are not understanding anything totally,
except this piece of writing gives pleasant understanding even.
فروغ
minecraft در تاریخ دوشنبه 19 فروردین 1398 03:21 ب.ظ گفته :

Have you ever thought about writing an ebook or guest authoring
on other websites? I have a blog based upon on the same information you discuss and would really like to have you share some stories/information.
I know my visitors would enjoy your work. If
you're even remotely interested, feel free to shoot me an e-mail.
فروغ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر