تبلیغات
فروغ فرخزاد - تولدی دیگر | 15 :: دیوارهای مرز
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
تولدی دیگر | 15 :: دیوارهای مرز

دیوارهای مرز

کنون دوباره در شب خاموش

قد می کشند همچو گیاهان

دیوارهای حایل دیوارهای مرز

تا پاسدار مزرعه عشق من شوند

کنون دوباره همهمه های پلید شهر

چون گله مشوش ماهی ها

از ظلمت کرانه من کوچ می کنند

کنون دوباره پنجره ها خود را

در لذت تماس عطرهای پرکنده باز می یابند

کنون درخت ها همه در باغ خفته پوست می اندازند

و خاک با هزاران منفذ

ذرات گیج ماه را به درون می کشد

کنون نزدیکتر بیا

و گوش کن

به ضربه های مضطرب عشق

که پخش می شود

 چون تام تام طبل سیاهان

در هوهوی قبیله اندامهای من

من حس میکنم

من میدانم

که لحظه ی نماز کدامین لحظه ست

کنون ستاره ها همه با هم

 همخوابه می شوند

من در پناه شب

از انتهای هر چه نسیمست می وزم

من در پناه شب

دیوانه وار فرو می ریزم

با گیسوان سنگینم در دستهای تو

و هدیه می کنم به تو گلهای استوایی این گرمسیر سبز جوان را

 بامن بیا

با من به آن ستاره بیا

نه آن ستاره ای که هزاران هزار سال

از انجماد خاک و مقیاس های پوچ زمین دورست

و هیچ کس در آنجا از روشنی نمی ترسد

من در جزیره های شناور به روی آب نفس می کشم

من

در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

که از تراکم اندیشه های پست تهی باشد

با من رجوع کن

با من رجوع کن

به ابتدای جسم

به مرکز معطر یک نطفه

به لحظه ای که از تو آفریده شدم

با من رجوع کن

من ناتمام مانده ام از تو

کنون کبوتران

در قله های پستانهایم

پرواز میکنند

کنون میان پیله لبهایم

پروانه های بوسه در اندیشه گریز فرو رفته اند

کنون

محراب جسم من

آماده عبادت عشق است

با من رجوع کن

من ناتوانم از گفتن

زیرا که دوستت میدارم

زیرا که دوستت میدارم حرفیست

که از جهان بیهودگی ها

و کهنه ها و مکرر ها میاید

با من رجوع کن

من ناتوان از گفتن

بگذار در پناه شب از ماه بار بردارم

بگذار پر شوم

از قطره های کوچک باران

از قلبهای رشد نکرده

از حجم کودکان به دنیا نیامده

بگذار پر شوم

شاید که عشق من

گهواره تولد عیسی دیگری باشد

ادامه مطلب
نظرات :
quest bars cheap در تاریخ پنجشنبه 20 تیر 1398 04:36 ق.ظ گفته :

My partner and I stumbled over here from a different web address and thought
I might as well check things out. I like what I see so now i'm following you.
Look forward to exploring your web page again.
فروغ
minecraft در تاریخ پنجشنبه 15 فروردین 1398 08:02 ق.ظ گفته :

Magnificent goods from you, man. I've remember your stuff prior to
and you're simply extremely magnificent. I really like
what you have bought here, really like what you are stating and the way
in which in which you say it. You're making it entertaining and you still
care for to stay it sensible. I cant wait to read far more from you.
That is really a tremendous site.
فروغ
http://tinyurl.com/y3g9wgmf در تاریخ پنجشنبه 15 فروردین 1398 06:03 ق.ظ گفته :

Stunning story there. What happened after? Take care!
فروغ
minecraft در تاریخ چهارشنبه 14 فروردین 1398 11:08 ق.ظ گفته :

I'm not sure exactly why but this blog is loading incredibly slow
for me. Is anyone else having this problem or is it a problem on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
فروغ
http://tinyurl.com/yxwoqza3 در تاریخ سه شنبه 13 فروردین 1398 09:05 ب.ظ گفته :

I have been exploring for a bit for any high quality articles or weblog posts on this kind of area .
Exploring in Yahoo I at last stumbled upon this web site.
Reading this info So i am happy to convey that I have a
very excellent uncanny feeling I discovered just what I needed.
I such a lot no doubt will make sure to don?t overlook this site and give it a
look regularly.
فروغ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر