تبلیغات
فروغ فرخزاد - آنچه بر فروغ گذشت (4)
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
آنچه بر فروغ گذشت (4)

در 1336 مجموعه اشعار دیگری از فروغ با نام "دیوار" منتشر شد.مجموعه ای که هرچند از لحاظ محتوا دنباله ی اشعار "اسیر" بود اما نموداری از پیشرفت فروغ در عرصه ی شعر و دست بافتن او به تجربه های تازه بود. «در "اسیر" من فقط یک بیان کننده ی ساده از دنیای بیرونی بودم. در آن زمان شعر در من حلول نکرده بود بلکه با من همخانه بود مثل شوهر، مثل معشوق، مثل همه ی آدم هایی که چند مدتی با آدم هستند. اما بعدا شعر در من ریشه گرفت و به همین دلیل موضوع شعر برایم عوض شد. دیگر من شعر را تنها در بیان یه احساس منفرد درباره ی خودم نمی دانستم بلکه هر چه شعر در من بیشتر رسوخ کرد من پراکنده تر شدم و دنیا های تازه تری را کشف کردم.»(40) بعد که تجربه ها بیشتر شدند او با شعر شاملو و نگرش دیگر گونه ی او به "زبان" آشنا شد: «وقتی که "شعری که زندگیست" را ]از شاملو[ خواندم متوجه شدم که امکانات زبان فارسی خیلی زیاد است. این خاصیت را در زبان فارسی کشف کردم که می شود ساده حرف زد. حتی ساده تر از "شعری" که "زندگیست" یعنی به همین سادگی که من الان دارم با شما حرف می زنم. اما کشف کافی نیست.خوب، کشف کردم بعد چه؟ حتی تقلید کردن هم تجربه می خواهد. باید در یک سیر طبیعی، در درون خودم و به مقتضای نیاز های جسمی و فکری خودم به طرف این زبان می رفتم و این زبان خود به خود در من ساخته می شد؛ در دیگران که ساخته شده بود. حال کمی اینطور شده. من فکر می کنم که در این زمینه با هدف پیش رفتم، خیلی کاغذ سیاه کردم. حالا دیگر کارم به جایی رسیده ک کاغذ کاهی می خرم، ارزانتر است ...!»(41)

در انتهای تجربه های بسیار، سرانجام فروغ نیما را شناخت و وسعت نگاه او را : «من نیما را خیلی دیر شناختم و شاید به معنای دیگر خیلی به موقع. یعنی بعد از همه ی تجربه ها و وسوسه ها و گذراندن یک دوره ی سرگردانی و در عین حال جستجو. با شعرای بعد نیما خیلی زودتر آشنا شدم، مثلا با شاملو و اخوان. در چهارده سالگی مهدی حمیدی و در بیست سالگی نادرپور و سایه و مشیری، شعرای ایده آل من بودند. در همین دوره بود که لاهوتی و گلچین گیلانی را هم کشف کردم و این کشف مرا متوجه تفاوتی کرد و متوجه مسائلی تازه که بعدا شاملو در ذهن من به آنها شکل داد و خیلی بعد تر نیما که عقیده و سلیقه ی تقریبا قطعی مرا راجع به شعر شناخت، و یک جور قطعیتی به آن داد ... من نمیتوانم بگویم چطور و در چه مینه ای تحت تاثیر نیما هستم و یا نیستم. دقت در این مورد کار دیگران است. ولی میتوانم بگویم که مطمئنا از لحاظ فرم های شعری و زبان از دریافت های اوست که دارم استفاده می کنم، ولی از جهت دیگر –یعنی داشتن فضای فکری خاص و آنچه که در واقع جان شعر است- می توانم بگویم: از او یاد گرفتم که چطور نگاه کنم، یعنی او وسعت یک نگاه را برای من ترسیم کرد.من می خواهم به این حد برسم ...»(42)

کتاب "عصیان" که در سال 1338 منتشر شد، آخرین تجربه های شاعری را نشان می داد که سعی دارد فضای شعری خاص خودش را بیابد «دیوار و عصیان در واقع دست و پا زدنی مایوسانه در میان دو مرحله زندگیست. آخرین نفس زدن های پیش از یک نوع رهایی است. آدم به مرحله ی تفکر می رسد، در جوانی احساسات ریشه های سستی دارند، فقط جذبه شان بیشتر است. اگر بعدا بوسیله ی فکر رهبری نشوند و یا نتیجه ی تفکر نباشند خشک و تمام می شوند. من به دنیای اطرافم،به اشیا اطرافم و آدمهای اطرافم و خطوط اصلی این دنیا نگاه کردم، آن را کشف کردم و وقتی خواستم بگویمش، دیدم کلمه لازم دارم.کلمه های تازه که مربوط به همان دنیا باشد. اگر می ترسیدم می مردم. اما نترسیدم، کلمه ها را وارد کردم. به من چه که این کلمات هنوز شاعرانه نشده است.جان که دارد، خودمان شاعرانه اش میکنیم ! »(43)

این تجربیات فروغ را وادار کرد که به مسئله ی زبان جدی تر بیاندیشد و با این اندیشیدن تازه به زبان، سبک خاص خود را بیابد: «من در شعرم بیشتر از هر چیز دیگر، سعی می کنم نقصی که می شود اسمش را "کمبود کلمات گوناگون" نامید. شعر ما مقداری سنت به دنبال دارد و کلماتی دارد که مرتب در شعر دنبال می شود. اینها مفهوم خودشان را از دست داده اند و در گوش ما دیگر مفهومشان اثر واقی خودش را ندارد.

در ثانی، کلمه هایی که سنت شعری به دنبال دارند با حس شعری امروز ما جور در نمی آیند، بخاطر اینکه زندگی ما عوض شده و مسائل تازه ای مطرح شده که حس های تازه ای به ما می دهد و ما به خاطر بیان این حس ها احتیاج به یک مقدار کلمات تازه ای داریم که چون در شعر نبوده اند، در شعر آوردنشان خیلی مشکل است. من سعی می کنم این کلمات را وارد شعر بکنم و فکر می کنم این کار درستی هم هست چون شعر امروز، اگر قرار باشد جاندار و زنده ای باشد، باید از این کلمات استفاده کند و آن ها را در خودش به کار بگیرد(44) و این کار البته از فروغ بر می آید زیرا علاوه برآن قدرت شگفتِ آفرینش ادبی که در او جوشش داشت، فروغ سعی کرده بود فرزند زمان خودش باشد و آهنگ زمان خودش را دریابد، نه در ادب کلاسیک غرق شود و نه در ادبیات اروپا جذب: «یکی از خوشبختی های من این است که نه زیاد خودم را در ادبیات کلاسیک خودمان غرق کردهام و نه خیلی زیاد مجذوب ادبیات فرنگیشده ام. من دنبال چیزی در درون خودم و در دنیای اطراف خودم هستم ... در یک دوره ی مشخص که از لحاظ زندگی اجتماعی و فکری و آهنگ این زندگی خصوصیات خودش را دارد، راز کار در اینست که این خصوصیت را درک کنیم و بخواهیم این خصوصیات را وارد شعر کنیم.»(45)

فروغ در کنار پرداختن به هنر و خلاقیت خود، همچنان از دغدغه های حاصل از دلبستگی به  پسرش برکنار نبود، پسرش را در کنار هنرش میخواست و هنرش را در کنار پسرش : « پیش از هر چیز و بالاتر از همه چیز به هنرم و بعد به پسرم علاقه دارم و آرزویم این است که پسرم وقتی بزرگ شد یک شاعر یا یک نویسنده شود.»(46)

 برای سرپوش گذاشتن بر این دغدقه ها، فروغ سعی داشت با پناه بردن به دلبستگی، خود را از اندیشه های اندوهناک جدایی از پسرش نجات دهد: «از زندگی گذشته به کلی بریده ام.وقتی کامی رادر خیابان می بینم که حالا قدش تا شانه ام می رسد فقط تنم شروع میکند به لرزیدن و قلبم به ترکیدن،اما نمی خواهمش،نمی خواهمش.فایده ی این علایق و روابط چیست؟ آدم باید دنبال جفت خودش بگردد، و هر کسی یک جفت دارد، باید جفت خودش را پیدا کند... چون زندگی فقط تلاش برای جبران نقص هاست. »(47) دیگرن این دلبستگی او را به گونه ی دیگری تفسیر می کردند و به این سخن او توجه نداشتند که: «رابطه ی دو تا آدم هیچ وقت نمی تواند کامل و یا کامل کننده باشد بخصوص در این دوره. اما شعر برای من مثل دوستی است که کاملم می کند ...»(48)

دیگران اما همچنان علاقه داشتند که عشق فروغ را با دلبستگی های مبتذل رایج در زندگانی خودشان یکسان بدانند: «به نظر من این حرف هایی که درباره ی روابط عاشقانه ی فرخزاد به میان آمده است همه اش حرف است. فرخزاد چنان آدم تنها و خسته ای بود که ناگزیر در جستجوی پناهگاهی روحی بود و طبیعتا چون هر آدمی بهانه ای داشت و بهانه ای می جست. ولی حس مرگ و تنهایی و ناتوانی جوهر فکر فرخ زاد است و از همین است که شعرش معنی غریبی با مرگش پیدا کرده است. او دقیقا نمی دانست چه می خواهد، تنوع طلب نبود و با این وجود ممکن است که در روزگار آشنایی با گلستان، از سر لجبازی یا یاس شدید گاهی به یکی دو نفر هم توجهی نشان داده باشد اما مطمئنم که این توجه به دیگران هرگز از مرحله ی دوستی صمیمانه و پاک نگذشته است زیرا فرخ زاد به علت تجربه ی تلخی که از گذشته و از آن آدم های روزگاران گذشته داشت جز آنکه به یک نفر تکیه کند و پناهگاهی را باور دارد چیز دیگری نمی جست.»(49)

سخنان دیگران – حشرات فاسد مانده در آب – او را از راهش باز نمیدارد، چرا که او از سلاله ی درختان است وتنفس هوای مانده ملولش می کند، او به نور و خورشید می اندیشد نه به افکار جنازه های باد کرده در سردخانه ی این جهان نشسته در آغاز فصل سرد :

چه می تواند باشد مرداب

چه می تواند باشد جز جای تخم ریزی حشرات فاسد

افکار سردخانه را جنازه های باد کرده رقم می زنند

نامرد،در سیاهی

فقدان مردیش را پنهان کرده است

وقتی که سوسک سخن می گوید

چرا توقف کنم ؟

من از سلاله ی درختان ام

تنفس هوای مانده ملولم می کند

پرنده ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را به خاطر بسپارم

نهایت تمام نیروها پیوستن است

به اصل روشن خورشید

و ریختن به شعور نور

طبیعی است

که آسیابهای بادی می پوسند

چرا توقف کنم؟ (50)

ادامه مطلب
نظرات :
quest bars cheap در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1398 12:44 ب.ظ گفته :

I like what you guys tend to be up too. Such clever work and reporting!
Keep up the amazing works guys I've incorporated you guys to our blogroll.
فروغ
Fotballdrakter På Nett در تاریخ یکشنبه 3 شهریور 1398 10:48 ب.ظ گفته :

Superb post however I was wanting to know if you could write
a litte more on this topic? I'd be very thankful if you could elaborate a little bit further.
Cheers! Fotballdrakter På Nett
فروغ
descargar facebook در تاریخ یکشنبه 27 مرداد 1398 02:32 ب.ظ گفته :

Great post. I used to be checking continuously this
weblog and I am impressed! Very helpful info specifically the remaining section :
) I maintain such info much. I used to be looking for this particular info for
a very lengthy time. Thanks and best of luck.
فروغ
plenty of fish dating site در تاریخ سه شنبه 22 مرداد 1398 01:25 ب.ظ گفته :

We stumbled over here from a different web page and thought I should check things out.
I like what I see so now i'm following you. Look forward to looking over your web page for
a second time.
فروغ
natalielise در تاریخ چهارشنبه 2 مرداد 1398 12:26 ق.ظ گفته :

Sweet blog! I found it while searching on Yahoo
News. Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Many thanks natalielise pof
فروغ
plenty of fish dating site در تاریخ جمعه 28 تیر 1398 02:35 ق.ظ گفته :

Pretty section of content. I just stumbled upon your website and in accession capital to assert that
I get actually enjoyed account your blog posts. Anyway I will be subscribing to your augment and even I achievement you access consistently fast.
فروغ
plenty of fish dating site در تاریخ پنجشنبه 27 تیر 1398 06:05 ب.ظ گفته :

Hey I know this is off topic but I was wondering if you
knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my
newest twitter updates. I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with
something like this. Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to
your new updates.
فروغ
minecraft download free pc در تاریخ یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 05:57 ق.ظ گفته :

Quality posts is the main to be a focus
for the visitors to pay a visit the web page, that's what this site
is providing.
فروغ
minecraft download for free در تاریخ سه شنبه 17 اردیبهشت 1398 06:41 ب.ظ گفته :

Wow! After all I got a weblog from where I know how to really obtain useful data concerning my study and knowledge.
فروغ
gamefly free trial در تاریخ جمعه 13 اردیبهشت 1398 02:02 ب.ظ گفته :

Hi there, i read your blog from time to time and i
own a similar one and i was just curious if you get a lot of spam
remarks? If so how do you stop it, any plugin or anything you can recommend?

I get so much lately it's driving me mad
so any support is very much appreciated.
فروغ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر