تبلیغات
فروغ فرخزاد
وبلاگ طرفداران بانوی شعر ایران : فروغ فرخزاد
بانو ، سال هاست که با رفتن تو، رویای پرواز تمام پروانه های درّه ی ابریشم، در پیله های تنهایی شان پوسیده و مهتاب روشنی آن سال ها، بر فراز آسمان گرفته ی اکنون، وصله ی ناجوری بیش نیست. و تو، که نیستی تا بگویی این شب ها را کجای این جهان بی گفت و گو اتراق کنیم، و آسمان خالی پرواز را با کدام پروانه ی خسته ای پر، که بگویی چرا هر چه باد می آید، بوی آشنایی به مشاممان نمی رسد، چرا هر چه باد می اید، بوی دشنه می آورد و کابوس؟ و هر چه باران می اید، شیون گریه می بارد از آسمان؟
فروغ فرخزاد شاعره شهید

رضا براهنی - وقتی شاعری جوان می میرد، درباره ی او در همان چند روز بعد از مرگش، چه گونه داوری بکنیم؟ در فاجعه ای مهیب، یک قهرمان پیشتاز از عرصه ی گسترده ی معنویت بشری رخت بر بسته، به جای وجودش گودالی هولناک در کنار ما ایجاد شده است. این گودال هولناک را چگونه تلقی بکنیم؟ پیشنهاد می کنیم که فروغ را یک ((شهید)) بنامیم جز این در این چند روز بعد از مرگش کاری نمی توان کرد، چرا که پیش از مرگش، ما همه ی حرف ها مان را _خواه مغرضانه و خواه بی طرفانه، خواه مداحانه و خواه بزرگوارانه _زده ایم و سال ها بعد از مرگش، دیگران نیز درباره ی او سخن خواهند گفت و سخنان آنها که در میان رموز و غوامض نقد ادبی هییتی فنی تر از سخنان ما خواهد داشت، دور از این احساس تند و عمیق و مقدس که اینک ما در برابر ای فاجعه بزرگ داریم، خواهد بود.

او را شهید بنامیم، زیرا همان که زندگی آدم ها یکی با دیگری فرق می کند، مرگ آن ها نیز مثل زندگی شان مفهومی جداگانه دارد، مثلا مرگ نیما، مصیبت نبود، تصادف و تقدیر نبود، جبر حرکت یکسان و یکدست زمان بود، ولی مرگ فروغ، نه فقط مصیبت بود، بلکه واکنشی علیه طبیعت بود، نه فقط تصادف و تقدیر، بلکه توقف ناگهانی چرخ زمان بود، مرگ نیما مرگ طبیعی بود، چرا که نیما پیر شد و مرد، ولی مرگ فروغ، مرگ غیر طبیعی بود، مرگ فروغ، مرگی جوان بود.

ما مردان این نسل هر قدر هم که از نظر بینش و اندیشه و برداشت و خلاقیت و سایر چیزها با یکدیگر تفاوت هایی داشته باشیم، بازهم به فاصله هایی کم یا بیش با هم قابل مقایسه هستیم، ولی فرخ زاد، به دلیل موقعیت خاصی که داشت با هیچ کس قابل مقایسه نیست، زیرا اگر شاعران مرد هر یک سهمی از ظرفیت مردانگی خود را نشان داده نقشی بر دوش داشته اند، فرخ زاد به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرن ها است، فرخ زاد انفجار عقده دردناک و به تنگ آمده سکوت زن ایرانی است.

ادامه مطلب
مقالاتی در رابطه با فروغ فرخزاد

تو این پست چند مقاله در رابطه با بانو با فرمت PDF آماده کردم.صفحات عموما به صورت عکس هستند و امکان ویرایش آن ها آسان و میسر نیست.
برای دانلود مطالب بیشتر میتونید به سایتwww.noormags.com  مراجعه کنید.
نویسنده مقاله با رنگ آبی در پایان عنوان آورده شده است.

 

01. بررسی قالب های شعر فروغ فرخزاد -  موسوی،سید کاظم

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

02. کارنامه سینمایی یک شاعر (فروغ فرخزاد و سینما، غلام حیدری) - جاهد،پرویز

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

03. چرا فروغ؟ (به دلیل سال مرگ فروغ فرخزاد) - نیک فام،یوسف

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

04. نشانی های خانه ی فروغ: نگاهی معمارانه به شعر فروغ فرخزاد - مره باغی،بهروز

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

05. فروغ و امیلی (نگاهی به شعر و اندیشه فروغ فرخزاد و امیلی دیکنسون) - بقایی،مرجان

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

06. زن ایرانی و زنان تاثیرگذار ایران پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد و... - نایب الصدری،مریم

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

07. عناصر سبک ساز در موسیقی شعر فروغ فرخزاد - حسین پور آلاشتی،حسین

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

08. استعاره زمان در شعر فروغ فرخزاد از دیدگاه زبان شناسی شناختی - گلفام،ارسلان

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

09. کارکرد شاعرانه گزاره ها در شعر فروغ فرخزاد -  سلاجقه،پروین

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

 

10. بوطیقای شعر فروغ فرخزاد - محمدخانی،مریم

دانلود : لینک مستقیم | لینک کمکی

ادامه مطلب
بررسی تطبیقی شعر و اندیشۀ فروغ فرخزاد و سیلویا پلات

چکیده
:
در ادبیات تطبیقی بیش از هر چیز میتوان به نقاط وحدت اندیشۀ بشری پی برد که چگونه اندیشهای در نقطه ای از جهان توسط اندیشمندی، ادیبی و یا شاعری مطرح میشود و در نقطۀ دیگر همان اندیشه به گونهای دیگر مجال بروز مییابد. در این مقاله، نویسنده با بررسی و تحلیل زندگینامه و اندیشۀ دو شاعر زن، فروغ فرخزاد و سیلویا پلات، شعر آن دو را در حیطۀ لفظ و معنا و بلاغت مورد مطالعه قرار می دهد و به احصاء و برشمردن این مشابهت ها می پردازد .
ادامه مطلب
:
تنها‌تر از یک برگ

سروش دباغ - در این نوشتار با استناد به اشعار فروغ در دفا‌تر مختلف، پاره‌ای از دغدغه‌های اگزیستانسیل او را برشمرده، و سپس مشخصا با تمرکز بر مفهوم مرگ، اشاره خواهم کرد که فروغ فرخزاد چگونه به مقوله مرگ می‌نگریسته، احوال وجودی او در مصاف با این پدیده منحصر به فرد را تبیین خواهم کرد.

فروغ در ۱۳۱۳ بدنیا آمد و در ۱۳۴۵ بر اثر سانحه رانندگی روی در نقاب خاک کشید و در گورستان ظهیرالدوله تهران به خاک سپرده شد. با اینکه فروغ عمری طولانی نداشت، اما خلاقیت او خصوصاً در تولدی دیگر ــ چنانکه از نام آن نیز برمی‌آید ــ به اوج می‌رسد.

البته در این امر، انس و الفت او با ابراهیم گلستان بی‌تاثیر نبود، چه در سروده شدن اشعار عاشقانه توسط فروغ و چه ویرایش دو دفتر تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد که، بنا بر قول مشهور، گلستان در آن نقش داشته است. با این همه، آفرینندگی و خلاقیت از آن فروغ است و با سرایش این دو دفتر است که نام او در شعر فارسی ماندگار می‌شود.

فروغ اولین دفتر شعر خود اسیر را در ۱۳۳۱ سرود. پس از آن مجموعه شعرهای دیوار و عصیانسروده شده است و سرانجام تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد. با اختیار کردن یکی دو مفهوم از برخی از این دفا‌تر، توضیح مختصری درباره آن‌ها می‌دهم تا با زیست-جهان فروغ بیشتر آشنا شویم؛ این امر شروع مناسبی است برای ورود به بحث درباره «مرگ» در نگاه فروغ.

ادامه مطلب
فروغ فرخزاد از نگاه دیگران

فریدون مشیری  - تاریخ معاصر زنی را به گور سپرد , که همه روح و وجود خود را در واژه های بکر و شور انگیز ریخت و سرودهای ابدی و ارجمندش را با اثری وصف ناپذیر , دل های مردم حساس را دگرگون کرد.

 شعر او , کمال پیروزی و حقانیت شعر نو بود. دریغ و درد که مرگ , تشنگی ناپذیر است و او را بسیار زود در ربود و مصیبتی دردناک و جانگداز بر جای گذاشت.

 

سیمین دانشور - فروغ شاعر خوبی بود و بعد شاعر بزرگی شد. می دانید که عمرش خیلی کوتاه بود. اگر او به تکاملی رسید در " تولدی دیگر " بود و بعد در " ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد " .

جالب در فروغ , و شاعره ها به طور کلی , این است که معشوقشان ... مذکر[است].

بنابر این ذهنیت زن ایرانی مطرح می شود ــ و به نظر من عشق به طور زنده تر و ملموس تر و عاطفی تر سروده می شود .

با وجودی که فروغ خودش می گفت از زنها خوشش نمی آید , با این حال شعرش بسیار زنانه است و ذهنیت یک زن ایرانی را مطرح می کند, زنی آزاد و پیشرو...

  ...اگر فروغ بی سروسامانی کمتری داشت و عمرش وفا می کرد شاید یکی از بزرگ ترین شاعران نوپرداز زمانه خودش می شد.

حتی می توانست در شکل " فرم " شعر فارسی و در " اوزان نیمایی " تحولاتی ایجاد کند. استعداد و جرأتش را داشت . در نیمه راه خاموش شد.

 

ادامه مطلب
عمر کوتاه و عاشقی بلند بالای فروغ فرخزاد

شهلا شفیق - زندگی فروغ فرخزاد بسیار کوتاه بود اما شعر او امروز با شکوفائی بیشتری به حیات خود ادامه می دهد. نسل های متفاوت، از هر دسته و گروه اجتماعی، در شعر او حس ها و حساسیت های عمیق خود را باز می یابند.

شگفت نیست که اینهمه، در سرزمین ما، در شعر زنی که فروغ است رخ می دهد. چرا که زن بودن به جست وجوی عاشقانه فروغ، تنش وعمق می بخشد و حس و شعورش را پالایش می دهد تا مرزهای جنسیتی را هم پشت سر نهد و شعرش دارای چنان حساسیتی شود که با همه سخن بگوید.

فروغ مصرانه بر سر آن بود که خود معنای زندگیش را تعیین کند و نیز بر آن سر بود که با خلاقیت هنری به آفرینندگی معنا دست یازد. این راه ناگزیر به شکستن قالبهای فکری مسلط در جامعه استبدادی و مردسالار ما راه می برد.

روند آفرینش هنری( که رو به آزادی دارد) در زندگی شخصی فروغ، گسست های رنج آوری با پدرو شوهر و معشوق را درپی داشت. این کشمکش ها اما درسطح باقی نماندند و او را به پرسشی مستمر درباره رابطه اش با هستی و جهان و دیگری و دیگران فرا خواندند.

اینچنین، فروغ فرخزاد با آنکه عمیقا با جنسیت و عواقب شخصی و اجتماعی آن درگیر بود، مقولات مرد جلاد و زن قربانی را پشت سر گذاشت تا فراز و نشیبهای آزادی و اختیار را تجربه کند.

ادامه مطلب
فروغ خواهر ما بود

بخشی از كتاب " فروغ خواهر ما بود "

"بعدها نام مرا باران و باد

نرم می‏شویند از رخسار سنگ

گور من گمنام می‏ماند به راه

فارغ از افسانه‏های نام و ننگ"

 

1. فروغ خواهر ما بود

سلمان هراتی، شاعر آسمان‏های سبز، هرگاه از شمال به دیدن ما اهالی حوزة هنری می‏آمد، یك كیسه پرتقال به همراه داشت. یك بار از همة آن بارها، دست خالی آمد. دوستان بر او خرده گرفتند كه "لحظه‏هامان پرتقالی نیست." او گفت: " امروز می‏خواهم به یك گناه اعتراف كنم. این بار از شمال آمدم، فقط به قصد این كه بروم سر خاك فروغ و یك فاتحة ست و سیر بخوانم و پرتقال‏ها را هم همان جا خیرات كردم." دیگری گفت: " من تو را بخشیدم، چون خودم هم مخفیانه گناهكارم. چرا كه هر وقت روزه بوده‏ام، با فاتحه‏ای برای فروغ افطار كرده‏ام." من گفتم: " گر حكم شود كه مست گیرند، در شهر هر آنكه هست گیرند. من هم از زمرة خطاكارانم و اگر دست خودم بود، بار دیگر كه به دنیا می‏آمدم، با خدا شرط می‏كردم كه برادرم صادق هدایت باشد، خواهرم فروغ فرخ‏زاد، پسر خاله‏ام، دكتر شریعتی و پسر عمه‏ام، اخوان ثالث؛ كه اگر كسی خواست به قصد قربت فحشی نثار كسان متعددی كند، به یك فامیل یك جا فحش بدهد و كارش راحت باشد." و افزودم " لابد شنیده‏اید قصة آن مجنون را كه از خدا خواست جسمش را به اندازة همة جهنم بزرگ كند تا وقتی مجازات می‏شود، جایی برای كس دیگری نماند. حالا چون جنون من كمتر از آن مجنون است، این درخواست را برای یك فامیل كردم."

طوفان طعنه، خندة ما را زلب نشست

كوهیم و در میانة دریا نشسته‏ایم

چون سینه جای گوهر یكتای راستیست

زین رو به موج حادثه تنها نشسته‏ایم

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان در گوش هم حكایت عشق مدام ما

هرگز نمیرد آن كه دلش زنده شد به عشق

ثبت است در جریدة عالم دوام ما

ادامه مطلب
اشعار فروغ در ترانه های روز :: عصیان

Osyan

کیفیت اکثر ترانه ها 64 و Kbps 128 است.

با اضافه شدن ترانه های جدید این پست ویرایش شده و تکرار می شود.

Badha - Abtin & Korosh Yazdani

Badha - Abtin

Badha - Ahmad Nawid orokzay

Badha - Ahmad zaher

Badha - Fereydoun Farrokhzad

Badha - Fereydoun Farrokhzad 2

Bolore Roya - Rana Farahni

Osyane khoda - Namaad

Zolmat - Anis

ادامه مطلب
تعداد کل صفحات : 40 ... 9 10 11 12 13 14 15 ...